- مدیونید اگه فکر کنید روایت های من از مسافرت تموم شده ، بعد از یه زنگ تفریح باز برمیگردم سر خاطرات.

- تا حالا شده یه مبلغی رو واسه یه کاری کنار گزاشته باشین  که مثلا به یه حساب واریز کنین یا هر چی اما وقتی رفتین سراغش کمتر از اون مبلغ برنامه ریزی شده شما هزینه برده و یه مقدار پول براتون مونده حس کردین اون پول چقدر لذت داره از برنده شدن تو قرعه کشیه بانک هم شیرین تره.لبخند من الان یه همچین حالی دارمخوشمزه

 

- خیاطِ ... قهوه ای کرد تو پارچم، پارچه نازنینم ، ای تو روحت خیاط.عصبانی من برای حروم نشدن پارچه هام هم که شده باید برم این دوره خیاطیم رو کامل کنمگریه 

 

- یعنی من عاشقه شناخت جامعم، غیر از همه چیز هایی که در مورد تفاوت اهالی شهر های مختلف میدونستم یه نکته جدید هم تو این سفر به دانسته هام اضافه شد.

نوع شوخیا

من و سه تا هم استانیم که شکر خدا اخلاقمون کپیه هم بود شدیدا اهل شوخی و شیطنت ، روز اول یا دوم بود کاملا فراموش کرده بودیم که تو جمع هستیم شروع کردیم به مسخره بازی ( به قول خودمون چِل بازی) کاملا هم باقیافه جدی که یهو یکی از جمع دوستان تهرانی گفت ( دعوا نکنین) یعنی در حدی ما شوکه شدیم که کلا دیگه هیچ کدوممون حرف نزدیم.

یکی از تفریحات ما اینه که حسابی با هم کل کل میکینم اصلا هم نمیخندیم تا یه بار یهو بترکیم از خنده ، از باحال ترینشم اینه که آره ما بیچاره ایم ، نداریم و ... یا مثلا سرِ یه دونه قند نیم ساعت تو سر هم میزنیم دست آخر همه چایی با پولکی میخوریم اما لذت اون جنگ زرگری تا مدت ها برامون میمونه. وای نمیدونین چه حالی میداد سرِ رنگ کردن یه پرنده چارتاییمون قلمو به دست رو یه وجب دیوار هی مانعه رنگ کردن اون یکی میشدیم.

کلا این تجربه شد که تو جمع دیگه این طوری شوخی نکنیم ، و اینکه بابا این تهرانیا شوخیاشونم باکلاسه.

 

- تهدید جدید خونه ما: علی باز اذیت کردی، بابا پاشین منو برسونین ترمینال میخوام برم مسافرت دیگه هم نمیامشیطانشیطان نمیدوین چقدر خوب جواب میده.خنده

 

- گرایشم جدا شده ، کلاسم رو بیشتر دوست دارم و نمیدونم چرا حس آرامش بیشتری دارم. البته اینم بگم که مثل بچه کلاس اولیا این هفته دلم میخواست نرم دانشگاه و کلا غریبی میکردم اما به حمد الله حل شد، این هفته هم کنفرانس دارم ، هنوز هم کتاب گیر نیوردم دلقک.

 

- این هفته هم دوست گلم داره روزهای آخر تجردشو میگذرونه و تا آخر هفته انشالله نصفه دینش کامل میشه ، شدیدا تبریکماچ 

/ 6 نظر / 13 بازدید
منتظر

سلام عزیزم ممنون که اومدی و ارادتت به مولا رو اعلام کردی راستی به هر اندازه که در توانته از این اعمال چه بیشتر و چه کمتر می تونی انجام بدی مهم نیت و اخلاص عمله راستی تبریک میگم دوستتم نصف دینش کامل شد فکر کنم خدا ز همون اول ما رو با دین کامل خلق کرده [چشمک][زبان][زبان] یا علی ع

هستی

سلام عزیز این سفر هم تجربه خوبی برات بوده کلی از این تهدید جدید خوشم[خنده]

هاجر

سلام هیما جونی. اگر انقدر تهدیدش کنی دیگه جواب نمیده ها! سفر به کجا داشتی کلک؟ دیگه دوسم نداریا نه اسی نه زنگی نه جنگی

هاجر

آخه شاید محرمیت همون جمعه خونده بشه دیگه نمیدونم قطعیش چی شده. نه گفتم شاید آرایشگر ایراد بگیره دوتایی بریم بعدم تو که تو تالار نمیای بهتره که آرایشگاه رو بری منم با همسر بیام بهتره. آره کیسه ها رو دیدم. ایشالا امدی بیشتر میحرفیم من شاید از نت برم الان. شمارمو داری که دوست داشتی اس بده[چشمک]

منتظر

یا نور سلام هیمای مهربانی ها کجایی؟ زود به نت برگرد وقتی میام میبینم باز نیومدی دلم می گیره منتظر مطالب خوبت هستم این وبلاگ برام یادآور احساسای قشنگیه راستی آدرس وبلاگی که در رابطش گفتم http://www.yashahid.blogfa.com/ این وبلاگ حال و هوای سفرمونو داره التماس دعا دارم عزیزم یا علی ع

منتظر

یا نور سلام هیمای مهربانی ها بازم که نیومدی دلم برات تنگ شده زود بیا