خواهرانه

از سال ها قبل وقتی هنوز چند ماهه بود تا الان ، 

از اون روزهایی که در حد تیم ملی لهجه داشتم و کلماتِ ساده میشد: ( گلوم ، خوشگلوم ، عزیزوم ، دادام، قربونود برم، فداد بشم، داداچی خودوم ) 

و اون هم با کلمات تکه پاره جواب میداد ، ( خواخرجووووووووووووون ، پَپیمه خانووووووووووم ) 

تااین روزگار ( دادایی ، داداشم ، داداگُله)

( خواهری، خواهرم، خواهر هیما)

با هم بودنمون بهترین لحظات دنیا بوده و هست، 

وقتی میاد 

بهترین منبع درد و دل

بهترین گوش دنیا برای شنیدن سوتی ها و خرابکاریهام ،

شیرین ترین فوحش دنیا و جالب ترین کلمات قصار دنیا 

 


داداش کوچولوی من برگشته خونه ، بعد از 5 ماه ،نه از سربازی که از دانشگاه 

و این روزها خواهرانه هایی شیرین و برادرانه های شیرین ِ من و داداشم

یاداوری: 

شنبه 24 مرداد ، ساعت 12 شب رسید.

 

 

 

/ 5 نظر / 20 بازدید
سمانه

چه قشنگ...هم این پست..هم اسم وبت[بغل] منم دوست داشتم داداش داشتم[رویا]

سمانه

:) آره خب اینم هست...بهش فکر نکرده بودم[متفکر] ممنونم از آرزوی قشنگت[بغل] خب من خواهرت[پلک]

سمانه

وااااااای چققددد ذووووووق کررررردم[بغل][ماچ]