بارون

بارون

 

 

از آخرین باری که بارون اومد و دلمو بدجور سیل غم گرفت نمیدونم چند وقت گذشته ، شاید دو سه ماه.

این بار اما بارون حس شیرین تری داشت ، شاید چون لذت قدم زدن تو خیابونای خلوت رو بهم داده بود، همیشه از زیر شیشه های بخار گرفته مدیدمش  قطراتش که کوبیده میشد روی شیشه، صدای رعد گاهی و هوایی تیره و تار، شدت پاشیده شدنش به عرض خیابون و ...

امروز دعوتم کرد بعد از سال ها که باز تو آغوشش راه برم، باز قطرات مهربونش چادرم رو نوازش کنه ، باز من باشم و بارون مثل سال ها پیش تو راه مدرسه، دلم میخواست بپرم جلوی همه آدمهای که چتر به دست راه میرفتند چترشون رو بگیرم و بهشون نشون بدم چطور بیرحمانه دارند دستهای مهربون بارون رو از روی صورتشون پس میزنند.

درهای رحمتت باز بود امروز و من مستانه در زیر چکاچک رحمتت غرق لذت میشدم.

 

 

 

بارون

 

، خیلی وقته از دوران مدرسه و بوی کاه گل خونه های قدیمی و بدوبدو ها و پریدن تو چاله آب و اینا گذشته ،

اون روزا وقتی بارون میومد به حرکت ماشین تو خیابونا ،

 به آدمایی که سقف خونه هاشون  تنها فرقش با ابر و آسمون  وجود تیر و تخته های بیجونیه که هر لحظه ممکنه دیگه تاب شلاق بارون رو نداشته باشه ،

به اونایی که نگرانند تا نکنه همین لباس کهنه ها که تنها دارایشون هست هم خیس بشه و دیگه لباسی برای بیرون رفتن از خونه نداشته باشند ،

به پدری که تو سرمای بارون دلش میخواد بتونه یه ظرف آش داغ ببره خونه

و به هزار اتفاق تلخ دیگه فکر نمیکردیم

کاش روزی دست هامون رو بی دریغ به هم هدیه بدیم

این پست قرار بود یه پست شاد احساسی باشه اما حس ها ناگهان دچار تغییر شد

برای اون هایی که تمام سختی ها رو با جونشون میخرند و وقتی ازشون حالشون رو میپرسی از ته دل میگن خداروشکر، تنها دعام اینه که امیدوارم در تمام عمرشون مثل همین الان روسفید از ازمایش خدا باشند.

اما برای خودمون باید هر روز و هر لحظه دعا کنیم برای همه ما که با سخت ترین سوالات داریم امتحان میشیم با داشتن هامون ، با نداری نکشیدن هامون ، با دستای گرمی که نمیدونه امروز کدوم دستکش رو دوست داره بپوشه تا شیک باقی بمونه.

 

 

 

 

 

/ 2 نظر / 2 بازدید
منتظر

یا نور سلام هیما جونم چقد حستو در مورد بارون قشنگ نوشتی راستش منم عاشق بارونم وقتی داشتم مطالبتو می خوندم حس کردم خودم زیر بارونم راستی بچه ها رفتن جنوب، فک کن تو شلمچه هم باشی و یه بارون قشنگم بیاد، بگذریم از اینکه چقد گلی میشن، ولی همونشم قشنگه...

Raha

واااااای من عاشق بارونم...