بوی بهار

در و پنجره بازه،  

حال و هوای عید امسال خیلی زود ایجاد شده ، سوز نسبتا ملایم باد و در و پنجره باز حال و حس شیرین و دوست داشتنییه. بوی بهار ، بوی شیرین بهار حالم رو خیلی خوب میکنه. بوی بهار به اضافه حس خونه تکونی.!!!

حال و اتاقا باز به هم ریخته،

عنصر خونه کثیف کن باز رفته و بنده رو با یه طبقه نامرتب تنها گذاشته  

آشپزخونه بوی بمب شیمیایی گرفته ( ترکیب بوی پیاز سرخ شده در مقادیر بالا برای آش مامان جان و حلوا برای سالگرد مامان بزرگ) یادتونه تو درس شیرین!!!!!!!!!!!!!! آمادگی دفاعی میخوندیم بمب شیمیای بوی پیاز و سیر و اینا میده حالا فکر کنین با بوی گلاب و هل و هویج و لبو هم قاطی بشه.!

تو wc یک عدد عنکبوت روئیت شده در نتیجه اتاق فکر به تبعید گاه تبدیل شده.

خبری از این مسافرت و دوست عزیز پایتخت نشینمون نیست و ما هم بدجور دست و دلمون به کار نمیره.

انتخاب واحد رو گند زدم و حذف و اضافه کلا قهوه ای شد .من باز باید برم پیش مدیر گروه گریه خدایا اینو کجای دلم بذارم، اتاق نیست که سالن کنفرانسه هرکی واسه خودش یه کاری میکنه تو با بدبختی باید از وسط جمعیت ذکور استاد معظم رو بیابی و استاد جان هم که کلا نذر دانشجو ضایع کنی داره.


سریال زمانه واقعا عالیه، موضوع جدید، فضای جدید، بدور از فانتزی بازی های بی معنی مرسوم در بیشتر سریال ها که  شخصیت های سریال رو در حد موجودات فضایی دست نیافتنی میکنه ، احساسات بازیگرا زیبا و به اندازه و به موقع هست ( به نظر من )و این جانب که مدت ها بود موقع صحنه های دراماتیک سریال ها به جای اشک به سوتی های فاحششون میخندیدم رو به گریه واداشت. موضوع باید ها نیست موضوع هست های موجود در جامعه هست موضوعاتی که همیشه از کنارش بی تفاوت گذشتیم . این بار رسانه با یه تیر دوتا نشون زده ، درکنار موضوع نخ نما شده و تکراری و خسته کننده نازایی و فرزند خواندگی به بچه هایی اشاره کرده که اکثر ماها از وجودشون بی خبریم.

 

و نکته جالب دیگه اینکه یه دایرةالمعارف  زنده از ضرب المثل هاست . کاش فرهنگستان زبان فارسی یه تجلیل ازشون بکنه بابت یادآوری ضرب المثل های کهن.

حداقل خرجشون دربیاد تو این گرونی.

دستشون درد نکنه  خوشمان آمد .

 

یاد گرفتم بی دلیل شاد بودن رو  و  روزهام بهتر میگذره .

گاهی وقت ها نکاتی هست که آدم رو شدیدا به خنده وا میداره ، یاد این جمله میوفتی که یه زمانی زیاد به خودت گفته میشد( حالا بچه ای نمیفهمی) نود سالم نیست اما همین الانش دیگه خوب میدونم که خیلی چیزا هست که هنوز بچم برای فهمیدنش و خیلی چیزا هم هست که الان خوب میفهممش ومیبینم  . و جالبه بچه بودن دیگران الان زیاد به چشمم میاد، وقتی حرفایی میشنوم که خیلی خوب به اشتباه بودنش پی بردم اما میدونم که بچس نمیفهمه و فقط باید بزرگ بشه پس سعی میکنم جلوی خنده و زبونم رو بگیرم . بچس دیگهچشمک

و یه نکته : لطفا به خودتون نگیرید از کنار این نکته بگذرید و لبخند بزنید به سالهای بعد زندگیتون که شما هم با این شرایط روبه رو میشید ، نه طنزه نه تمسخر نه تحقیر زندگیه و روند تکاملش فقط همین .

روی صحبت فقط خودمم و این که یادم بمونه، و اینکه به هیچ کس این عبارت رو نگم ، فقط تو ذهنم باشه که همیشه این روند بوده و هست و خواهد بود و هیچ کس هم دوست نداره از طرف مقابلش بشنوه که هنوز بچس.

 

و نکاتی دیگه که دیگه نمینویسم اما خوشحالم و شاد بی دلیل شاید فقط به خاطر بوی خوش بهارلبخند 

بوی خوششششششششششششششششششششششش بهار 

 

 

 

 

/ 9 نظر / 17 بازدید
raha

یاد گرفتم بی دلیل شاد بودن رو و روزهام بهتر میگذره . این جملت عاااااااااااااااااالی بود!

آدم

در سوز سرد زمستان ، تن داغ حوایم آرزوس تو این آشفته بازار معرفت نه حوا یک انسانم آرزوس

پریسا

دآیا می دانستید که سایت من به روز ترین سایت ایران است[لبخند]. بازم سر زدم بدو بیا

پریسا

خیلی خیلی خیلی خیلی ازت ممنونم که بهم سر زدی. اما به حضور سبزتان بازم نیازمندیم. بدو که کلی مطلب جدید دارم

ما (من و گاهی بابا)

خیلی خیلی خیلی خوشحالم که شادی ...

نسيم

گند زدن به انتخاب واحد تبريك..... بوي پياز....!!![سبز] سريال زمانه...؟..كم و بيش ديديمش.... گريه كردن مال فيلم هنديا بود اونم وختي بچه بودم.... جمع كن خودتو[نیشخند]

نسيم

اين پريسا منو كچل كرده.....[منتظر][کلافه]

هستی

سلام عزیزم چه خوب که شادی .... راستش هیما جان منم وقتی به کوچکتر از خودم نگاه میکنم و حس میکنم هنوز بچه است وقتی اشتباهی میکند بعد به خودم فکر میکنم که در سن وسال او بودم وهمین اشتباها را میکردم ولی ادعای بزرگی داشم واقعا این حرف بچه است هنوز خیلی بده....

منتظر

سلام هیما با کلی دلتنگی وارد فضای وبلاگت شدم ولی با خوندن مطالبت دلم باز شد، تو زندگی همیشه چیزای خوب برای فکر کردن هست ولی نمیدونم تو این مدت کم چقدر منو شناختی ...! تعقل و منطق تو خیلی از صحنه های زندگی من کم آورده و همیشه تو یه نبرد نابرابر عقل و احساسم درگیر بودم، نابرابر به خاطر اینکه احساسم همیشه برنده میدون بوده و جزء دسته سنگین وزن هاست ولی تعقل و منطقم خیلی سبک وزن بوده ... باز هوای سفرم آرزوست ... یا علی ع