آدم ها

آدم ها به طور معمول باید گاهی بخندند گاهی گریه کنند،

گاهی لذت ببرند و گاهی برنجند،

گاهی انتقاد کنند و گاهی انتقاد بشنوند ، به عبارت قشنگ تر یه جاهایی عالی باشند و بهترین کار رو انجام بدند و یه جاهایی گند بزنند، یه جاهایی سوتی بدند ،

وقتی از آدمی انتظار همیشه خوب بودن رو داشته باشی ، وقتی از آدمی انتظار نرنجیدن رو داشته باشی. تو کار غیر طبیعی ازش خواستی همون طور که اون اگه از تو بخواد هم غیر طبیعیه .

این درخواست غیر منطقی از هر کسی که مطرح بشه توازن رو به هم میزنه .

آدم ها به طور معمول یک روز های بهتر و یک روزهای بدتری رو در زندگی دارند، همه این ها در کنار همه که اون آدم رو میسازه، و  درخواست همیشه خوب بودن یعنی حذف کردن نیمی از وجود یک شخص.

هیچ کس قادر به انجام چنین کاری نیست. اما اگر برای حرفت ارزش قایل باشه سعی میکنه اونی باشه که ازش انتظار داری چطور؟ با حذف کردن ظاهری نیمه دیگه. 

با سکوت !

با همیشه خوب نشون دادن خودش! 

میدونی نتیجه این کار چیه ؟

اون آدم تمام لحظه های خوبش رو هم از دست میده ، چون مدام در حال انرژی گذاشتن برای خوب نشون دادن حال و کار و روزگارش میشه.

تو اینجوری اون آدم رو نابود میکنی، وقتی شخص نتونه ناراحتیشو بروز بده، وقتی شخص اجازه اعتراض نداشته باشه، وقتی همیشه فرد رو با خنده های تمسخر آمیز مواجه کنی، تو در اصل تمام لحظه های خوب زندگیش رو هم به لحظه های درد تبدیل کردی .

نشونه این آدم خنده ها و شادی های همیشگی ، لبخند ها و مهربونی های دایم و شاید بی حساب و کتابه چون توازن اخلاقش رو به هم ریختی،

آدم ها احتیاج دارند گاهی گرفته باشند، گاهی دردهاشون رو بروز بدن، نترس قرار نیست تو کاری بکنی، قرار نیست سوپرمن باشی و دیواری رو جابه جا کنی، همین که اون آدم رو درک کنی، روزی که گرفته هست حالش رو بپرسی و سعی کنی اون روز مشکل دیگه ای براش ایجاد نشه بهترین کار رو انجام دادی. همین که اون آدم ببینه حال و روزش برای دیگران مهم هست کافیه . 

اما بدون وقتی یه آدم ناگهان ساکت میشه خیلی بیشتر و بیشتر و بیشتر درد داره، بیشتر غمگینه، بیشتر گریه داره...

 

 

 

/ 0 نظر / 2 بازدید