نقش خر

توی یه نمایش قرار بود من نقش خر رو بگم، منم که عشق نمایش ،جدی گرفتم اساسی، در راستای هر چه باشکوه تر برگزار کردن صحبت های آقا خره در کوی و برزن به دنبال الاغ گشتیم و سخت تر از اون با تمام تلاش این خواننده عزیز رو مجبور به خوندن کردیم و صداشو ضبط نمودیم.

و تازه ماجرا شروع شد و بنده خواندن رو شروع کردم اون هم در دستگاه عر عر.

و حسابی خری شده بودم واسه خودم ،این ماجرا تموم شد اما ظاهرا این خریت برای من موند.

و نتیجه :

سوتی های گاه و بی گاه بنده که بر طبق یه حساب سرانگشتی طرفو به مدت دو ترم از هر گونه مطلب طنز بی نیاز میکنه، 

 

این طور که من تو این کار گیر کردم خره تو گل گیر نمیکنه .

ولی نکته جالبش این جاست که این نقش تو زندگی خیلی کاربرد داره ، یا شایدم من زیادی توش غرق شدم.

خیلی ها ازت انتظار دارن که نقش خر رو بازی کنی.

خیلی ها هم دوست دارن فکر کنن خر شدی،

- طرف 30 ثانیه یه بار معذرت خواهی میکنه بابت اینکه لطف کرده بی خود و بی جهت سالن رو از ما گرفته و خیلی تمیز استدلال میکنه مسئول روابط عمومی خودش گفت نه. و منم که به حکم آشنا بودن و دوست بودن با طرف باید ساکت بمونم و حرفی نزنم که بله مسول روابط عمومی به مسول ما چی گفته و ماجرا دقیقا زیر سر همین دوست جون بنده می باشد.

نکته بامزه اینجاست که طرف که خودش روانشناسه چطور حواسش نیست که وقتی 10 بار در عرض 5 دقیقه معذرت خواهی میکنه آدم مطمن میشه ماجرا زیر سر خودش بوده، و تو هم باید نقش یه خر با گوش های مخملی رو بازی کنی و هر بار لبخندای مسخره بزنی و بگی بله درسته خواهش میکنم.


 

 

 

 

/ 0 نظر / 9 بازدید