دی ماه

دله دیگه ، میگیره، تنگ میشه، میشکنه و گاهی هم حتی میترکه.

دلِ من بدجور برای اینجا ، برای حرف زدن ، برای حرف شنیدن و برای دلبرگ هام تنگ شده بود.

این ترم نفس گیر ترین ترم دانشگاهم بود و جالبه که در عین حال پربارترین هم بود.

خیلی چیزا یادگرفتم ، به اندازه تمام این سال های دانشجویی فقط در عرض دو - سه ماه .

طبق معمول و حتی خیلی فراتر از معمول سر کلاس نرفتم، وضعیت کلاسام فعلا نامعلومه و دست به آسمون گرفتم که حذف نشم اما فکر میکنم ارزشش رو داشت.

یه مجموعه درست تو دل یه دانشگاه ، اونم تو یه شهر فسقلی اممممما با فکرای ناب و ایده های بزرگ یه بچه! یه بچه هفتادی که به چشم ما دهه شستی ها بچس اما در اصل فعلا که ایشون استاده و ما شاگرد و با توجه  به اطلاعات این مدیر خوش فکر عمرا ما به گرد پاشم برسیم.

یه مجموعه شامل نشریه، رادیو ، تلوزیون، هیئت و شونصد تا واحد دیگه ، بنده حقیر قبل از شروع ترم به عنوام معاون پژوهشی وارد شدم، اول ترم به نویسنده تبدیل شدم، نیمه های ترم گوینده و تهیه کننده شدم و الان هم همچنان این سیر ادامه داره و همه اینا حاصل احتمالا یه چشمه از افکار آقای مدیر.

و این جوری شد که ترم ما پربار شد. 

امیدوارم حاشیه ها تاریخ انقضام رو زود امضا نکنند و من بتونم خیلی بهتر و بیشتر از این کلاس یادبگیرم.

بازم دی شروع شد ، ماه من

امسال با همه سختی ها بیشتر منتظر دی ماهم که زل بزنم تو تقویم و یه نگاهم به شناسنامم بندازم و بعد سرم رو بالا بگیرم و خداروشکر کنم که یه 23 دیگه داره میگذره  .

از بعد از 85 ، از بعد از شروع زندگی دانشجویی دوران سرد و بی روح رندگیم به کلاس تبدیل شده و حالا حس میکنم دانشجوی تحصیلتا تکمیلیم، خوشحالم که تو این کلاس خیلی خیلی موفق بودم و پیشرفت چشم گیری داشتم، خدارو شاکرم که روی همه سکوت ها و بی هدفی هام پرده کشید و منو به دل یادگرفتن پرتاب کرد . 

بر خلاف همه از شتاب گرفتن عمرم خوشحالم ، از اینکه با هر سال بزرگ تر شدنم ظرف وجودیم چندین برابر گنجایش پیدا میکنه و قدرت درک و فهم و شکرم بالاتر میره بی اندازه خوشحالم.

و با تمام وجود به دی ماه میگم

خوش اومدی  

 

 

/ 3 نظر / 10 بازدید
نفیسه

دلم واسه اون شبایی که بعد از تموم شدن کار توی دفتر میرفتیم گلزار شهدا یه ذره شده....

نفیسه

دلم واسه اون شبایی که بعد از تموم شدن کار توی دفتر میرفتیم گلزار شهدا یه ذره شده....

نفیسه

دلم واسه اون شبایی که بعد از تموم شدن کار توی دفتر میرفتیم گلزار شهدا یه ذره شده....