تحمل

یاد گرفته ام تحمل کنم ، یاد گرفته ام سکوت کنم ،

یاد گرفته ام ببینم ، درد بکشم ، بسوزم ، بشکنم اما دم نزنم ،

همیشه آخرش که میشود نتیجه اش را میبینم ، خوبِ خوب 

همه چیز پیش رفته است ، همه فراموش کرده اند و تحمل هایت هم نتیجه داده اند .

بی دلیل دلی را نشکسته ای و دل شکسته ات هم با یک نتیجه خوب التیام می یابد ،

اما وای از موقعی که حس کنی ای کاش به جای این همه تحمل ، همان بار اول که حس کردی پای طرف از گلیمش دراز تر شده محکم به دهنش زده بودی و حالا مجبور به لبخند زدن به یک آدم وقیح و پررو که اتفاقا در طول زمان بی حیا تر و پر رو تر هم شده نبودی .

چقدر حال به هم زنند آدم هایی تا این حد وقیح و پر رو .

 

 

امروز بعد از یک ماه دم در دانشگاه رودر رو شدیم، 

آدم چقدر میتونه دورو باشه 

/ 0 نظر / 10 بازدید