معرفت

امروز صبح باز من بودمو داداش کوچیکه.

از مراحل بیدار شدن و اینا فاکتور میگیرم، رو کابینت دوتا شیرینی دیدم یکیشو نصف کردمو خوردم و رفتم پیشش جلوی تلوزیون نشستم.

البته شیرینی رو بهش ندادم چون صبح ها معمولا حالت تحوئ داره و اگه چیزی بخوره بدتر میشه.

چند دقیقه ای گذشت ، رفت تو آشپزخونه و با اون یکی شیرینی برگشت، کنارم نشست شیرینی رو نصف کرد، نصفشو واسه خودش و نصفشو داد به من.

از خجالت آب شدم.پاشدم رفتم اون نصفه باقی مونده رو آوردم و بهش دادم .همچین که چشمش به شیرینی افتاد بازم نصفش کرد.

و من له شدم له له.

منی که ادعای سواد و معرفت و تحصیل و شعور دارم در مقابل یه بچه هفت ساله که به قول ماها بچس و حالیش نیست دیگه حرفی برای گفتن نداشتم.

گاهی باید نشست و از بچه ها یاد گرفت.

ممنونم معلم کوچولوی من امروز کار بزرگی ازت یاد گرفتم.

ممنون داداش با معرفتم امروز کلاس معرفتت عالی بود.

 

 

معرفت در گرانیست به هر کس ندهندش. 

 

 

 

 

/ 10 نظر / 2 بازدید
الهام

سلام،3قل هوالله بخون،همین حالا بگو خدایاشکرراضیم به رضایت،ب6 نفربجزمن بفرست ببین تا60 دقیقه دیگه خدابرات چیکارمیکنه.

الهام

نمی دانم چشمانت با من چه میكند فقط وقتی كه نگاهم میكنی ... چنان دلم از شیطنت نگاهت می لرزد كه حس میكنم چقدر زیباست فدا شدن برای چشمهایی كه تمام دنیاست...!

الهام

نمی دانم چشمانت با من چه میكند فقط وقتی كه نگاهم میكنی ... چنان دلم از شیطنت نگاهت می لرزد كه حس میكنم چقدر زیباست فدا شدن برای چشمهایی كه تمام دنیاست...!

ali comando

سلام مجدد.وبلاگمو آپ کردم.از بستی که گفتی.ببینم نظرت چیه

رها راد

چه جالب !چقدر زود درس عبرت گرفتی !!شاید از رو عادت انجام داده نه از رو معرفت[چشمک] ولی کلی با این خان داداش شما حال کردم

ریحان

[عینک][کلافه]حالت تهوع

ریحان

ای جان به علی [قلب]

ali comando

عجب داداش مشتی داریا.خوشم اومد از مرامش.بگو بیاد تو گروه برو بچ محله ما.[خنده]

ریحان

حالت تهوع درسته نه حالت تهوئ !! از امسال شروع کن با علی دیکته نوشتن [نیشخند] هیچ وقت برای شروع دیر نیستا [زبان]

ali comando

و بازم در ادامه همه نوشته هات بازم رسیدم به مرام و معرفت داداش کوچیکت که به خودم رفته نه به داییش.